تبلیغات
شهر کارتون - دفتر خاطرات (2)

دفتر خاطرات (2)

یکشنبه 20 تیر 1395 10:07 ب.ظ

نویسنده : مدیا
ارسال شده در: حرف ها ،
اهههههههههه بسه دیگههههههه دیگه اعصابم خرد شه بسهههههه
اها سلام ببخشید من الان خیلی اعصابم خرده خیلی ! واسه همین دیگه اومدم یکم خودمو خالی کنم و یکم بنویسم اهههه
حوصله داری برو ادامه یه دورم تو حوصله به خرج بده این همه چرتو پرتاد تو وبلاگاتون رو میخونیم تو هم یه لطفی کن اگر مغزت از هم نپاشه پاشو برو ادامه!
خب اومدی چه عجب ! برحال ممنون
میدونم خیلی وقته چیزی ننوشتم و الان هم میخوام فقط غر غر بنویسم ولی دیگه جا ندارم میخوام جیغ بکشم نه جیغ نه گریه کنم ولی انقدر فشار زیاده الکی میخندم واسه خودم بقیم فکر میکنن دیوونه شدم
خب چیه؟ من کل سال منتظر این تابستون بودم حالا هم تابستون گند زده شده میخوای خوشحالم باشم عوضیا هم هی میگن سال بعد سخته بخون این راهنمایی که کشک بود اه فکر میکنن تیزهوشان خیلی اسونه مثلا؟ نمیگم راهنمایی بهم فشار اومد ولی خیلی هم ول نبودم
الان میرم دبیرستان ما اول سال دهمی ها هستیم یعنی چی؟ یعنی سرفصلا نامشخص ، معلما گیج، کلی غلط و غولوط تو کتاب ، امتحانای چرت میانترم ، فعالیت های پژوهشی مزخرف بدون جایزه و ......
حالا میپرسی چه مرگمه؟ خب من وقتی امتحانام تموم شد خیلی خوشحال و خندان اومدم که تابستون خوشی رو شروع کنم دو هفته بیشتر نگذشته که بعله خبر اوردن بابابزرگم تو شمال فوت کردن ماجراش رو بعدا میگم
حالا من با مسیله مرگ کنار میام ولی حالا چی گند زد به تابستونم؟ ک - ل-ا-س-ه-ا-ی-ت-ق-و-ی-ت-ی
اونم نه یکی و دوتا چهار تا درسی ! بعلاوه یه ورزشو و زبان که میشن شش تا!
بعد برنامش چه طوره؟ این جوری
شنبه : 10 تا 12 فیزیک 6 تا 7/30 ریاضی
یکشنبه 10 تا 12 فیزیک 6 تا 7/30 ورزش بدمینتون
دوشنبه 8/30 تا 10 زبان 10 تا 11/30 ریاضی
سه شنبه و چهارشنبه هنوز معلوم نیست
پنجشنبه : زیست و شیمی صبح ورزش هم عصر!!
زبان قراره دوجلسه باشه ولی من چون کلاسم خصوصیه هنوز تصمیم جلسه دومشو نگرفتیم مامانم میگه بزار یکشنبه یعنی یکشنبه هم سه تا کلاس!
نه اخه شما بگین این منصفانه هست اه هست؟ تابستون به گند کشیده شد این عوضیا هم تو کل سال با من هستن به جز ورزش و همشون هم یه جلسه ای میشن بعدش 
روانی میشم که من تا اول سال شما شاید بگی واسه ما چیزی نیست ولی واسه من هست منی که فقط دوتاکلاس تو عمرم با هم میرفتیم و غر میزدم حالا خدا بخاطر ناشکریام داره میزنه تو سرم :/
تازه اینا قراره سه سال با من باشن سخت گیرم هستن یه دور مشق ننویسی 10 برابر جریمه هستی!
بهتره دهنمو ببندم وگرنه بدتر میشه
تازه تو خونه چی ؟ دوساعت بشینم پا کامپیوتر و ایپر مامانم روانی میشه جیغ و هوار پاشو :/ حالا تو روز وسط هرکار باشم ده بار منو صدا میزنه مدیا بیا رختارو پهن کن مدیا رختارو جمع کن مدیا به مادربزرگت کمک کم مدیا میزو بچین مدیا میزو جمع کن مدیا بسه پای اون وامونده نشین مدیا چقدر تنبلی :/
من تحمل میکنم وسط هرچی باشم پامیشم شبا هم که من تو تاریکی زیر پتو هم باشم پتو رو از سرم میکشه ایپدو ازم میگیرهمیگه نورش نمیزاره بخوابم :/ اخه ادم چقدر دیگه حواسش قوی میتونه باشه صدای پام هرچقدرم اروم باشرو میشنوه حالا هی غر میزنه منم یه حدی تحمل دارم من با اینکه ادم صبوریم و  هیچی نمیگم یه روز که به سرم رسید روانی میشم مثل همین که تهدید میکنی ضرفا رو میشکونی مامان من تهدید نمیکنم عمل میکنم واقعا خونرو میشکونم!
الان میگی چه بچه بی ادبی بگو مهم نیست میدونم مامانم واسم کلی پول داده برم این کلاسا و خیلی بهم اهمیت میده ولی نمیتونم مثل کارتونا با یه لبخند زیبا برم هی درس و زندگیم رو به شکل گل و بلبل بگذرونم!چون من کلا ادم تنبل و بی خاصیتم اونجور که بوش میاد ! :/
میبایست تو دفتر خاطراتم اینارو بنویسم ولی نمیخوام چند سال دیگه به خودم بخندم :/ هیچی فقط خواستم خودمو خالی کنم بد نبود چون عین روانیا تایپ کردم ولی هنوز میخوام زار بزنم
مرسی که اومدی جالبه نه ؟ اول دعوا بعد تشکر خب تا بعد ببخشید این بار همش بد بود و بدبختی تا بعد امیدوارم بعدی خوب باشه



دیدگاهها : اصلا خوندیش؟
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 تیر 1395 10:36 ب.ظ